همه خوشحالن، اما من نمیدونم خوشحال باشم یا بغض کنم..
خدایا حکمتت چیه واقعا؟
اللهمَّ قَوِّ جوارحي في خدمتك..
برچسب:
نویسنده: غزل کوهی
دائم یا حرفای دلگرم کننده می شنوم یا دلسرد کننده..
کم کم می ترسم نکنه از این همه گرم و سرد شدن ترک بردارم، بشکنم..؟!
همه ی اینا که بگذریم نگرانم نکنه علی رو از دست بدم تو این گیر و دار؟! نکنه اگه بفهمه تعهدی پزشکی قبول شدم بگه نرو؟ یا بگه یا من یا درس؟!
۲۱ سال..
امشب قشنگ باهاش حرف میزنم. دیگه یک بار برای همیشه باید تموم بشه..
برچسب:
نویسنده: غزل کوهی
هی چشمات بره و دلت بخواد کتاب رو تموم کنی..
حق هر دو ضایه میشه.. حیف چشم مثلا!
شب خوش
برچسب:
نویسنده: غزل کوهی
تو بیا کز اول شب، در صبح باز باشد..
سعدی علیه الرحمه
+ صبح برویم دعای ندبه ی جمکران..
زنده شویم مثلا.
برچسب:
نویسنده: غزل کوهی
واقعا اگه حرفاتون روی پوست بدنتون حک میشد بازم حرفایی که زدین رو تکرار میکردین؟
من خودم که نه!
برچسب:
نویسنده: غزل کوهی
مثه دیوونه ها بعد اینکه پاشد رفت صندلی شو بغل کردم و بوییدمش.. لعنتی عطر رو به خودت میزنی یا صندلیت؟!
دوستش یطوری نگام میکرد!! هه
برچسب:
نویسنده: غزل کوهی
برچسب:
نویسنده: غزل کوهی
یه سری چیزا رو نمیشه گفت..
ای دلبر من ای قد و بالات سه نقطه.. ای چهره ی تو در همه حالات سه نقطه :))
اوووف...
برچسب:
نویسنده: غزل کوهی
برم بخوابم.
برچسب:
نویسنده: غزل کوهی
نوشتم چی؟
گفته یه تکس ساده.
میگم خب چی؟
نوشته:
se...x? no thanks. Life fu.cks me every day
گفتم اونجایی که تو این تتو رو زدی دیگه تا طرف بیاد بهش برسه کار تمومه. خیلی خنگن بعضیا
برچسب:
نویسنده: غزل کوهی
برچسب:
نویسنده: غزل کوهی
جالبه.. فامیلیت هی داره تکرار میشه ؛)
برچسب:
نویسنده: غزل کوهی
برچسب:
نویسنده: غزل کوهی
برچسب:
نویسنده: غزل کوهی