دست همه مون رو هم به هم بند کردن.. با وام های پنجاه. هفتاد. صد. صد وبیست میلیونی.
همه ضامن هم شدیم. تقریبا یه سیاست مقابله ایه برای فساد مالی.
این چند وقت که نبودم درگیر کارای اقای م بودیم. دزدی کرد. اخراجش کردن حالا ما باید به عنوان همکارش که ضامن شدیم وام هاشو تسویه کنیم.
البته من و سلیمی ده میلیونیم نفری. وفایی و حسینی دو نفری یه وام صد و ده میلیونی!! بنده خداها.. الان من خودم ماهی پونصد تومن به خاطر این اقا از حسابم برداشته میشه
دیروز دادگاه انقلاب بودیم رفتیم که فقط ازش بپرسیم چرا.
توقیف اموال هم شد ولی خونه ش رو قول نامه ای فروخته بود الان اونایی که تو خونه میشینن وقتی فهمیدن بانک خونه رو باید تصاحب کنه هر روز سرپرستی بانک ان.
* واقعا چرا خونه ی قول نامه ای میخرین؟!؟!
بگذریم. اوضاع خیلی داغونه! خدا رحم کنه
برچسب:
نویسنده: غزل کوهی