بدم میاد از این تاریخ منقضی شده ها که هر وقت یادشون میوفتم حس میکنم لجن زیر پوستم رو گرفته.
بگذریم.
میدونین چیزماتیکی تر از اون زندگی تو خونه ایه که بری قایمکی قرآن رو ورداری و تا میای بخونی صدای در میخکوبت کنه و قرآن رو هم لای کتاب های دیگه ات قایم کنی.
دوبار اینطور شد. گذاشتمش کنار
هنوز بدنم داره می لرزه که اگه بابام بود و می دید...
برچسب:
نویسنده: غزل کوهی